غرب در نگاه شرق
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


آشنایی با غرب,جنگ نرم,سلطه جهانی و صهیونیست

مدیر وبلاگ : رهرو راستی
نظرسنجی
امکانات و مطالب سایت را چگونه ارزیابی می کنید ؟





از جمله فرقه ها و نحله هایی که با شعار آرامش بخشی و اتصال به حقیقت و عشق برای انسان معاصر ترویج می شود و در کشور ما نیز رواج پیدا کرده است مکتب اوشو است.
باگوان شری راجینش (Bhagwan shree Rajneesh) که امروز با نام«اوشو» (OSHO) در جهان شناخته شده است، در 11 دسامبر 1931 میلادی در هند متولد و در 19 ژانویه 1990 میلادی از دنیا رفت. بنا به گفته خودش او این نام را از واژه ی اُشنیک (oceanic) به معنای "پیوسته به آب دریا و یکی شده با آن" برگرفته که برای نخستین بار در آثار ویلیام جیمز آمریکایی به کار رفته است. از آنجا که واژه ی اشنیک(دریاگون) تنها به توصیف تجربه می پردازد و شامل شخص تجربه کننده نمی شود، راجینیش واژه ی(اوشو) را برای خود برگزید. اوشو خود این گونه توصیف می كند:
"اوشو واژه ای بسیار زیباست؛ باید آن را به واژگان هر زبانی افزود. در وهله ی اول همان صوتش زیباست:اوشو. این واژه احترام، عشق، حق شناسی و شكر را نشان می دهد. فقط یك واژه خشك مثل«عالی جناب» نیست. واژه ای بسیار دوست داشتنی و آشناست. تقریبا حال و هوای محبوب را دارد."


اوشو تحصیلاتش را در هند تا درجه ی استادی فلسفه ادامه داد و به گفته طرفدارانش درسال 1953 م به نور حق مشرف و روشن ضمیر(!) شد.
بنا به آنچه بین مریدان اوشو معروف است، باگوان شری راجنیش (اوشو) یکی از معدود افرادی است که راز زیستن در بی زمانی را کشف کرده است. او از کودکی روحی عصیانگر و حقیقت طلب داشت و از همان دوران بچگی اش سعی داشت تا حقیقت را بیابد و هرگز هیچ دین و آئینی را نپذیرفت و اسرار داشت هر چیزی را شخصا تجربه کند! او در اواخر دهه 1960 میلادی فنون مراقبه پویای خویش را عرضه کرد..
سخنرانی های وی برای مریدان و پیروانش در بیش از ششصد و پنجاه جلد کتاب گرد آوری شده و به بیش از سی و سه زبان دنیا ترجمه شده اند. اوشو یک نویسنده به معنای رایج نبوده و شخصا هیچ کتابی را ننوشته است. کتابهای منتشر شده با نام اوشو، در واقع مجموعه ای از سخنرانی های وی هستند


ادامه مطلب


نوع مطلب : ++فرق و عرفان و دین، 
برچسب ها : اوشو،
لینک های مرتبط :
عمار فاطمی
پنجشنبه 31 مرداد 1392


از آنجا كه شیطان گاهی از طریق بینش و امور نظری و علمی ما وارد میشود و گاه از طریق گرایش و امور قلبی و بار دیگر از طریق منش و رفتارهای ظاهری، این قسمت بحث را به زمینه  های نفوذ او در انسان اختصاص میدهیم.

الف. زمینه های نفوذ شیطان در بعد بینش؛
عامل قریب نفوذ شیطان در اندیشه ی آدمی، نفس اوست، اگر نفس كه عامل نفوذی ابلیس است نباشد، نظیر این است كه سمی وارد دهان انسان شود ولی به دستگاه گوارش او نرسد، یا دستگاه گوارش آن را قبول نكند. بر همین اساس خدای سبحان وسوسه و ازلال منسوب به شیطان را در بعضی آیات به نفس انسان منسوب میسازد: )ولقد خلقنا الإنسان و نعلم ما توسوس به نفسه...( ؛ و ما انسان را آفریده ایم و میدانیم كه نفس او چه وسوسهای به او میكند...(1) این اسناد نشان میدهد اگرچه راه نفوذ شیطان، اندیشه و فكر انسان است، ولی محور اندیشههای شیطانی، نفس آدمی است.(2)
وجود انسان دارای فطرت و طبیعت است. فطرت از جانب خدا در انسانها نهاده شده و انسان را در تمام زمینهها به خوبی فرا میخواند، ولی طبیعت وظیفهی تأمین نیازهای مادی و جسمانی انسان را به عهده دارد. در صورتی كه انسان از فطرت تبعیت نماید؛ موجب صلاح و در صورت سرپیچی از فطرت، موجب فساد او خواهد شد. انسانهای فطرت گرا، در بعد بینش، بر برهان و دلیلی كه مبتنی بر عقل است، تكیه میكنند، و انسانهای طبیعت گرا به ظن و گمان مبتنی بر حس و وهم و خیال اكتفا میكنند و از بركات عقل محروم میشوند.
از جمله ریشههای گرایش انسان به طبیعت موارد زیر است:



ادامه مطلب


نوع مطلب : 1 حزب الشیطان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مقداد محمدی
چهارشنبه 2 مرداد 1392




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای غرب در نگاه شرق محفوظ است
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو