تبلیغات
غرب در نگاه شرق - شیطان از چه راه هایی به انسان نفوذ می کند؟
غرب در نگاه شرق
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


آشنایی با غرب,جنگ نرم,سلطه جهانی و صهیونیست

مدیر وبلاگ : رهرو راستی
نظرسنجی
امکانات و مطالب سایت را چگونه ارزیابی می کنید ؟







از آنجا كه شیطان گاهی از طریق بینش و امور نظری و علمی ما وارد میشود و گاه از طریق گرایش و امور قلبی و بار دیگر از طریق منش و رفتارهای ظاهری، این قسمت بحث را به زمینه  های نفوذ او در انسان اختصاص میدهیم.

الف. زمینه های نفوذ شیطان در بعد بینش؛
عامل قریب نفوذ شیطان در اندیشه ی آدمی، نفس اوست، اگر نفس كه عامل نفوذی ابلیس است نباشد، نظیر این است كه سمی وارد دهان انسان شود ولی به دستگاه گوارش او نرسد، یا دستگاه گوارش آن را قبول نكند. بر همین اساس خدای سبحان وسوسه و ازلال منسوب به شیطان را در بعضی آیات به نفس انسان منسوب میسازد: )ولقد خلقنا الإنسان و نعلم ما توسوس به نفسه...( ؛ و ما انسان را آفریده ایم و میدانیم كه نفس او چه وسوسهای به او میكند...(1) این اسناد نشان میدهد اگرچه راه نفوذ شیطان، اندیشه و فكر انسان است، ولی محور اندیشههای شیطانی، نفس آدمی است.(2)
وجود انسان دارای فطرت و طبیعت است. فطرت از جانب خدا در انسانها نهاده شده و انسان را در تمام زمینهها به خوبی فرا میخواند، ولی طبیعت وظیفهی تأمین نیازهای مادی و جسمانی انسان را به عهده دارد. در صورتی كه انسان از فطرت تبعیت نماید؛ موجب صلاح و در صورت سرپیچی از فطرت، موجب فساد او خواهد شد. انسانهای فطرت گرا، در بعد بینش، بر برهان و دلیلی كه مبتنی بر عقل است، تكیه میكنند، و انسانهای طبیعت گرا به ظن و گمان مبتنی بر حس و وهم و خیال اكتفا میكنند و از بركات عقل محروم میشوند.
از جمله ریشههای گرایش انسان به طبیعت موارد زیر است:


1. نسیان و فراموشی؛ هر اندازه انسان به فكر اشباع غرایز حیوانی باشد، از آگاهی انسانی دورتر شده تا آنجا كه خداوند و اسمای حسنای الهی را فراموش میكند كه نتیجهاش گشایش دریچهی قلب به سوی شیطان و فراهم شدن زمینههای نفوذ او است؛ خدا هم به واسطهی كفران این نعمت و عقوبت این گناه، او را از یاد خودش میبرد، زیرا نسیان نفس به دنبال فراموشی خدا و از مظاهر بزرگ ناآگاهی انسان است: )... نسواالله فأنساهم أنفسهم...((3)
نتیجه آن كه انسان بر اثر مرض خود فراموشی دچار فرومایگی و پستی روحی شده و انسانیت را از یاد میبرد و در گفتار و رفتار تابع هوای نفس گشته و به آسانی مرتكب هرگونه گناه میشود. پس كار اصلی شیطان، نسیان یاد خداست، زیرا یاد خدا سرچشمهی همهی نعمتها و خیرات است: )فاذكرونی أذكركم...((4) و مایهی همهی بدبختیها فراموشی خداست: )ومن أعرض عن ذكری فإنّ له معیشة ضنكاً...((5)؛ و هركس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگیِ تنگ و سختی خواهد داشت...
اگر شیطان حیات دنیا و مال و اولاد را زینت میدهد(6) و اگر شرب خمر و قماربازی را تبلیغ میكند،(7) بدین منظور است كه انسان مبدأ و معاد را به فراموشی بسپارد. نهایتاً اگر از این راه موفق نشود، راههای دیگر را امتحان میكند.

2. غفلت؛ مهمترین سلاح شیطان و یكی از راههای نفوذ او در انسان، غافل كردن است. امام صادق7 میفرمایند: غفلت كمینگاه شیطان است.(8)
غفلت؛ گاه قبل از عمل عارض میشود و در پارهای حین عمل و گاه بعد از عمل. اگر كسی قبل از عمل غافل شود، شیطان رنج تزیین(9) و جهل مركب را متحمل نمیشود. چرا كه در مرحلهی اول میكوشد تا انسان را از خطر و ضرر گناه و مصالح عمل نیك غافل كند تا انسان به راحتی مرتكب گناه شود و یا از انجام عمل صالح چشم بپوشد. تلاش او در مرحلهی دوم این است كه؛ كسی را كه به یاد خدا و روز قیامت است از راه جهل مركب و تسویل ـ بد را خوب و خوب را خوبتر جلوه دادن ـ از فضیلت مهمتر باز دارد:)...الشیطان سوّل لهم و أملی لهم((10) مثل اینكه انسان را سرگرم كار مستحبی میكند تا او را از واجب باز دارد، یا سرگرم واجبش میكند تا از واجب مهمتری محروم كند.(11)
چنانكه گاهی در حین عمل، از اصل هدف و انگیزه غافل شده، به طوری كه دیگر هدفی در كار نمیماند و یا عمل نیكش بدون انگیزهی خدایی و حتی آلوده به ریا میشود و از آن خطرناكتر؛ انگیزهی الهی تبدیل به غیر الهی شده و شخص مبتلا به سمعه میگردد واین غفلت زدگی تا آنجا پیش میرود كه توفیق توبه و استغفار را هم از انسان میگیرد.
امام راحل1 در این مورد میفرمایند: بسیار اتفاق میافتد كه شخص ریاكار خودش هم ملتفت نیست كه ریا در اعمال او رخنه كرده و اعمالش ریایی و ناچیز است زیرا مكاید )حیلههای( شیطان به قدری دقیق و باریك است و صراط انسانیت به قدری نازك و تاریك، كه تا انسان موشكافی كامل نكند، نمیفهمد چه كاره است. گمان میكند كارهایش برای خداست ولی برای شیطان است... انسان میل دارد در محضر علما و رؤسا و فضلا مطلب مهمی را حل كند، به طوری كه كسی دیگر حل نكرده باشد و خود او منفرد باشد به فهم آن و هرچه مطلب را بهتر بیان كند و جلب نظر اهل مجلس را بنماید بیشتر مبتهج است و هر كس با او طرف شود؛ میل دارد بر او غلبه كند....(12)
از اینرو راه مبارزه با غفلت و نجات از ریا و سمعه این است كه همواره توفیق را از خدا بخواهد و هدف را در نظر داشته باشد و به خود یادآور شود كه دنبال چیست؟ و چه میكند؟

3. آمال و آرزوها؛ یكی از شیوههای تسلط شیطان پس از تهاجم و نزدیك شدن به انسان، تصرف در اندیشه و خیال اوست. شیطان آرزوها و خیالاتی را برای او مطرح میكند: )ولأ ُضلّنّهم...((13) و چیزهایی را در نظر او زینت میدهد كه زینت ارض است نه زیور قلب و جان انسان )... لأزیّننّ لهم فی الأرض...((14) كه زینت جان انسان، ایمان به خدای سبحان است: )... حبّب إلیكم الإیمان و زیّنه فی قلوبكم...((15)، بنابراین اگر كسی خانهی خوبی ساخت، در واقع زمین را مزین كرده نه خود را، و این مغالطه، كار شیطان است كه زینتهای زمین را از طریق امید و آرزو، زینت انسان وانمود میكند.(16)
خداوند متعال در آیهی شریفه )ذرهم یأكلوا و یتمتعوا ویُلههم الأملُ فسوف یعلمون((17) انسان را از سرگرمی به آرزوها منع میكند و به پیامبر اكرم9 دستور میدهد كه دست از ایشان بردارد و رهایشان سازد، زیرا این بیچارگان در حقیقت مقام خود را تا افق حیوانیت پایین آوردند و از زندگی، جز خوردن و سرگرمی به لذات مادی و دلخوش به آرزوها و خیالات واهی، بهرهی دیگری ندارند. (18)به همین جهت مولا علی7 ما را از آرزوهای باطل و پوچ پرهیز داده و میفرمایند: الأمل سلطان الشیاطین علی قلوب الغافلین؛ آرزو مایهی چیرگی شیاطین بر دل بیخبران است.(19)


ب. زمینههای نفوذ شیطان در بعد گرایش؛
انسان طبیعتگرا كه عنان خود را به دست هوای نفس میدهد به جای تبعیت از گرایشهای متقن فطری، از شهوت و غضب و جاهطلبی كه اساس گرایش به خود و دنیا میباشد تبعیت میكند و زمینههای نفوذ شیطان را فراهم میسازد:

1. خودخواهی و خودگرایی؛ در انسانهای خودگرا(20) كه به جای اطاعت از خدا، به هوای نفس گرایش دارند و از او پیروی میكنند، شیطان به راحتی میتواند نفوذ كند. فعالیتهای القایی و تحریكی شیطان از طریق نفس اماره، و خیالات و غرایز آدمی صورت میگیرد كه با استقلال او در اندیشه و اراده هم منافاتی ندارد؛ زیرا علیتی طولی است و نه عرضی، به همین جهت پس از فراخوان ابلیس به انجام معصیت یا ترك اطاعت، آدمی نسبت به انجام واجبات، احساس سنگینی میكند یا میل شدید به انجام برخی از معاصی را در خود مییابد. از این رو ابلیس در برابر هوای نفس اگرچه استقلال وجودی دارد، ـ نه استقلال عملی ـ تنها از رهگذر هوای نفس آدمی عمل میكند.(21) بنابراین نقش محوری در عصیان و نافرمانی از آن نفس است. چرا كه شیطان كاری جز دعوت و وسوسه ندارد و اگر انسان از سوی نفسش جذب نشود، كاری از شیطان ساخته نیست. به همین جهت در روایات از نفس، به عنوان دشمنترینها یاد شده است: أعدی عدوك نفسك التی بین جنبیك(22)

2. دنیاگرایی؛ گرایش به دنیا كه در نقطهی موازی گرایش به خود است در چند جا نمود و ظهور پیدا میكند. از آن جمله:
مال دوستی؛ حبّ مال و ثروت، منشأ بسیاری از انحرافات میشود. خداوند در سورهی فجر چهار آزمایش مهم را یادآور شده است: كلاّ بل لاتكرمون الیتیم... 1. چنان نیست كه شما خیال میكنید، بلكه شما یتیمان را گرامی نمیدارید. 2. و یكدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمیكنید. 3. و میراث را از طریق مشروع و نامشروع جمع كرده و میخورید. 4. و مال و ثروت را بسیار دوست میدارید. و شگفت این كه آزمونهای یاد شده از نظر مالی است و به نظر میرسد كه اگر كسی از عهدهی آنها برآید، آزمایشهای دیگر برای او آسانتر خواهد شد.(23) به همین دلیل است كه شیطان پس از دیدن نخستین درهم و دینار شادمان شد و آنها را به سینه چسبانید و گفت: شما نور چشم و میوهی دل من هستید، اگر فرزندان آدم شما را دوست داشته باشند؛ دیگر مرا باكی نیست كه هیچ بتی نپرستند، و همین مرا بس است كه آدمیان شما را دوست داشته باشند. 24)
زن دوستی؛ از نظر قرآن یكی از مواهب الهی آفرینش همسر و آرامش یافتن در كنار اوست. (25) و بلكه دوام و نشاط زندگی به مودت و محبت قلبی و ابراز آن بستگی دارد. با این وجود یكی از زمینههای نفوذ شیطان محبت و عشقی است كه انسان را ذلیل ساخته و سبب اطاعت بیچون و چرا از همسر و بهره نبردن از زندگی میشود.(26) در برخی از روایات زن دوستی مذمت و سرچشمهی همهی گناهان شمرده شده(27) و در برخی دیگر دوستی زنان مدح(28) و حتی سفارش به ابراز آن شده است. (29)
ناگفته آشكار است كه تضاد و تناقضی در میان نیست، زیرا احادیثی كه محبت زن را نیكو شمرده است، در واقع علاقه و میل فطری را تأیید میكند، چرا كه آرامبخش زندگی و باعث تداوم آن است اما اگر این دوستی و محبت از مسیر اصلی خود خارج شده و به شهوترانی و زن بارگی كشیده شود، مورد مذمت و نهی قرار میگیرد.
مقام دوستی؛ چه بسا كسانی كه شیفتهی ریاست و عاشق مقام و منزلت هستند، برای نیل به مقصود خود، دست به كارهای ناعادلانه و نامعقول و نامشروعی میزنند كه همانا راه نفوذ شیطان و فریب آنها خواهد بود. قرآن كریم انگیزهی اصلی سازندگان آیین شرك و بتپرستی را دستیابی به منافع مادی و رسیدن به حكومت و مقام بیان میفرماید: ألم تر إلی الذین بدلوا نعمت الله كفراً و احلّوا قومهم داراستوار...؛ آیا ندیدی كسانی را كه نعمت خدا را تبدیل به كفران كردند و سرانجام، قوم خود را به دیار نیستی و هلاكت فرستادند....(30)
انتقام گیری؛ گرایش انسان به گرفتن انتقام كه از حب ذات و میل به بقا سرچشمه میگیرد، اگر با گرایشات عالی انسانی نظیر ایثار و گذشت كنترل نشود؛ راه نفوذ شیطان خواهد بود. به همین جهت در آیات متعددی از قرآن كریم، خداوند انسانها را تشویق به عفو و گذشت میكند، نظیر آیهی شریفهی: )... ولیعفوا ولیصفحوا ألاتحبّون أن یغفر الله لكم والله غفور رحیم((31)؛ ...و باید عفو كنند و گذشت نمایند. مگر دوست ندارید كه خدا بر شما ببخشاید؟ و خدا آمرزندهی مهربان است.
نیز پیامبر اكرم9 بر پرورش روح گذشت تأكید میفرمایند: علیكم بالعفو لایزیدالعبد الاّ عزاً فتعافوا یعزّكم الله(32) مرحوم علامهی مجلسی در بیان این روایت فرموده است: عفو و گذشت؛ عزت انسان را در دنیا زیاد میكند و این ردﹼی است بر آنچه شیطان برای انسان جلوه میدهد به اینكه ترك انتقام موجب خواری بین مردم و جرأتشان بر او میشود و حال آنكه چنین نیست، بلكه گذشت سبب ترفیع قدرت و بلندمرتبگی در بین مردم میشود، خصوصاً زمانی كه با وجود قدرت بر انتقام، عفو كند.(33)
رفاه طلبی؛ رفاه و آسایش بسیار و بر كنار بودن از گرفتاریها و مصایب روزگار، زمینهساز غفلت از یاد خداست(34) و غفلت نیز یكی از زمینههای نفوذ شیطان است. افراد رفاهجو به آنچه كه با آسودگیشان سازگار نباشد، تن نمیدهند، از این رو طاعات و دستورات الهی را ـ كه مستلزم اندكی رنج و محرومیت است ـ به راحتی ترك نموده و به معصیت و نافرمانی از دستورات الهی كشیده میشوند. از نظر قرآن یكی از علل سركشی انسان وسعت روزی و رفاه است: )ولو بسط الله الرّزق لعباده لبغوا فی الأرض ولكن ینزل بقدرمّا یشآﺀ...((35)؛ و اگر خدا روزی را بر بندگانش فراخ گرداند، مسلّماً در زمین سر به عصیان بر میدارند، لیكن آنچه را بخواهد به اندازهای كه مصلحت است فرو میفرستد....
امید و اعتماد به غیر خدا؛ از دیگر زمینههای نفوذ شیطان امید و اتكال به غیر خدا و اسباب دنیوی است. از جمله اسباب ظاهری كه گاهی انسان به آن امید میبندد، خود انسان بوده كه به فرمایش مولا امیرالمؤمنین7 از مطمئنترین فرصتهای شیطان(36) و بزرگترین دامهای او(37) است.
از جمله نتایج امید و اتكال به غیر خدا؛ تحت سلطه و قیمومیت غیر خدا قرار گرفتن است كه گمراهی نیز به دنبالش خواهد آمد. پیامبر اكرم9 میفرمایند: ولا وكل ابن آدم إلاّ إلی من رجاه...؛ فرزند آدم واگذار نشد؛ مگر به كسی كه به او امید بسته باشد، اگر فرزند آدم جز به خدا امید نمیبست، به غیر خدا واگذار نمیشد.(38)
همانگونه كه ذكر شد شیطان در بعد منش انسان نیز در جستجوی زمینه است تا او را از راههای مورد پذیرش به گمراهی بكشاند. در نوشتار بعدی به این مطلب خواهیم پرداخت.
ادامه دارد...

پینوشت:
1. ق )50( : 16.
2. آیةالله عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج 3، ص 394.
3. حشر )59( : 19.
4. بقره )2( : 152.
5. طه )20( : 124.
6 . )فأعرض عن من تولّی عن ذكرنا ولم یرد إلا الحیاة الدنیا( ؛ پس، از هر كس كه از یاد ما روی برتافته و جز زندگی دنیا را خواستار نبوده است، روی برتاب. نجم )53(: 29 )یا أیها الذین ﺀامنوا لاتلهكم أموالكم ولإ أولادكم عن ذكرالله...( ؛ ای كسانی كه ایمان آوردهاید، زنهار اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند... منافقون )63 (: 9.
7 . )إنما یرید الشیطان أن یوقع بینكم العداوة والبغضآﺀ فی الخمر والمیسر و یصدكم عن ذكرالله...( ؛ همانا شیطان میخواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و كینه ایجاد كند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد... مائده )5( : 91.
8 . فان الغفلة مصطاد الشیطان میرزا حسین نوری، مستدرك الوسایل، ج 11، ص 389.
9. )... و زیّن لهم الشیطان ماكانوا یعملون( ؛ و شیطان آنچه را انجام میدادند، برایشان آراسته است انعام )6 (: 43 .
10. شیطان آنان را فریفت و به آرزوهای دور و درازشان انداخت. محمد )47( : 25.
11 . ر.ك؛ همان، تسنیم، ج 3، ص 398.
12. ر.ك؛ امام خمینی1، اربعین حدیث، ص 50 .
13. نساﺀ )4( : 119.
14. حجر )15( : 39.
15. حجرات )49( : 7.
16. همان، تسنیم، ج 3، ص 393 و 394.
17. حجر )15( : 3.
18 . محمدحسین طباطبایی1، تفسیر المیزان، ج 12، ص 140.
19. محمد محمدی ریشهری، میزان الحكمة، باب 115، ح 6 68 .
20. منظور از خود در اینجا، خود خیالی و غیر واقعی است. با توجه به روایت شریفهی أقبل علی نفسك بالادبار عنها؛ به نفس خود رو كن با پشت كردن به آن. )الآمدی تمیمی، شرح غررالحكم، ص 238(؛ انسان دو نوع خود و نفس دارد: یك نوع آن ملكوتی و واقعی است كه باید عزیزش بدارد و دراسلام توصیه به عزت و كرامت آن شده، و نوع دیگر آن غیر واقعی و پنداری است كه همان هوای نفس و امر كننده به بدی است. برای اطلاع بیشتر ر.ك؛ محمدعلی سادات، اخلاق اسلامی، ص 67 .
21. محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ص 194.
22. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 67 ، ص 64 .
23. تفسیر نمونه، ج 26، ص 466.
24. همان، میزان الحكمة، باب 3750، ح 19326.
25. )ومن ﺀایاته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا إلیها ...( ، روم )30( : 21.
26. میزان الحكمة، باب 3660، ح 18651.
27 . وسایل الشیعه، ج 14، ص 12 و بحارالانوار، ج 103، ص 225.
28 . وسایل الشیعه، ج14، ص 9 و 10.
29. همان، ج 20، ص 23.
30. گفتنی است موضوع رسیدن به حكومت و مقام از جمله: وأحلوا قومهم استفاده شده است. هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ج 9، ص 95، ش 5.
31. نور )24( : 22.
32. اصول كافی، ج 3، ص 168.
33. بحارالانوار، ج 68 ، ص 401، باب 93.
34. همان، تفسیر راهنما، ج 7، ص 391، ش 12.
35. شوری )42( : 27.
36 . میزان الحكمة، باب 4192، ح 22602.
37 . همان، ح 22603 )مسلم است منظور از اطمینان به نفس در این روایات، نظر استقلالی به خود و نیروهای خود است به نحوی كه از مبدأ هستی غافل شود وگرنه اعتماد به نفس در عین توكل بر خدا مانعی ندارد و حتی در اسلام سفارش هم شده است(.
38. همان، باب 1144، ح 5257 .


زمینههای نفوذ شیطان در بعد منش؛
انسانهای طبیعتگرا در بعد رفتار و منش به جای عزم و ارادهی متین و استوار و ریشهدار در بینش و گرایش صحیح، از ارادههای سست و بیریشه تبعیت كرده و راه حیوانیت میپویند.
انجام برخی امور، زمینه را برای نفوذ بیشتر شیطان فراهم میكند از جمله:

1. پرحرفی؛ گفتار انسان نقش مؤثری در سرنوشت انسان و كسب رضا یا سخط خداوند ایفا میكند، از اینرو لازم است به دقت مراقب گفتههای خویش باشیم.(1) )یومئذلا تنفع الشفاعة إلا من أذن له الرحمن و رضی له قولاً((2)؛ در آن روز، شفاعت به كسی سود نبخشد، مگر كسی را كه خدای رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید. براساس این آیه، خداوند اجازهی شفاعت را به كسی میدهد كه گفتارش را بپسندد.
معمولاً حرف زدن موجب پراكندگی فعالیت ذهن شده و از قدرت تفكر و تمركز میكاهد. علاوه بر این به نقل مطالب بیهوده و احیاناً گناه مانند غیبت، تهمت، زخم زبان و ... منجر خواهد شد، چرا كه در این گونه سخن گفتن تأمل و تدبّر در كار نیست و این خود زمینهای مهیا برای گمراهی انسان است.
پیامبر اكرم9 پرحرفی را موجب قساوت قلب و دوری از خدا(3) دانسته و حضرت علی7 آن را از موجبات مرگ قلب شمرده كه نتیجهاش دخول در آتش(4) است. در حدیث معراج خداوند به تأثیر كم گویی و كم خوری اشاره میفرماید: یا احمد انّ العبد اذا جاع بطنه و حفظ لسانه علّمته الحكمة...؛ كسی كه این دو را داشته باشد، به او حكمت میآموزم....
وقتی انسان كم خور و اهل روزه و سكوت بود، میتواند به خود توجه داشته باشد و عیبهای خود را ببیند و به عیبهای دیگران نپردازد. البته بصیرت و آگاهی به عیوب خویش از جمله آثار حكمت است، البته حكمت آثار دیگری نیز دارد، از جمله موجب روشنایی قلب و بصیرت باطنی میگردد، كه در نتیجهی آن انسان علاوه بر مفاهیم حقایق را نیز مییابد.

2. پرخوری؛ غالباً كلام خداوند در زمینهی مواهب دنیوی همراه با قید لاتسرفوا آمده است از جمله؛ آیه 41 انعام(5) و 31 اعراف(6) كه توصیه الهی به زیادهروی نكردن در خوردن و آشامیدن است. در آیهی 168 بقره(7) بعد از بیان اباحهی روزیهای حلال نسبت به پیروی از شیطان اعلام خطر میشود و این بدان معناست كه اغوای شیطان از طریق خوراكیها و استفادهی نابه جا از آنها نیز میسر است. طبق فرمایش امام سجاد7 انباشتن معده از انواع غذاها باعث تنبلی و فراموشی یاد خدا میشود؛ إعلم ویحك یابن آدم ... ؛ وای بر تو ای پسر آدم بدان كه سنگینی پرخوری و رخوت و تنبلی برخاسته از انباشتن معده و مستی سیری و غفلت حاصل از قدرت، از چیزهایی هستند كه انسان را در زمینهی عمل تنبل كرده و ذكر خدا را از یاد او میبرد و از نزدیك بودن مرگ غافل میسازد، تا جایی كه شخص گرفتار دوستی دنیا، گویی از مستی شراب دیوانه شده است.(8)

3. پرخوابی؛ گذشته از این كه نیاز بدن به خواب و استراحت یك مسألهی واضح و آشكار است، از جمله مواهب الهی برای انسان به شمار میرود )وجعلنا نومكم سباتاً((9)؛ و خواب شما را مایهی آسایش گردانیدیم. آنچه باید توجه شود خواب نیز مانند دیگر نعمتهاست و باید به حدّ متعادل و مناسب برسد، در غیر این صورت به عنوان یكی از صفات زشت و موجب نفرت و بغض خداوند خواهد شد. قال الصادق7: إن الله عزّوجل یبغض كثرة النوم و كثرة الفراغ؛ شخص پر خواب بیكار، منفور و مبغوض خداوند عزوجل است.(10)
بنا به فرمایش امام صادق7 شیطان با تشویق انسان به پرخوابی وقت مناجات با خدا را از او میگیرد: فانّ الشیطان یقول لك نَم فانّ لك بعد لیلاً طویلاً...؛ شیطان به تو میگوید بخواب، هنوز شب طولانی در پیش داری.(11)

4. ارتباط با نامحرم؛ ارتباط مداوم در محیط كار یا خانه با نامحرم موجب شكسته شدن حریم بین زن و مرد شده و هرآنچه این ارتباط نزدیكتر شود، زمینه را برای نفوذ شیطان بازتر میكند. سفارش لطیف قرآن به مؤمنان در مواجهه با نامحرم و كنترل چشم و نگاه در این رابطه است ﴿قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم ...﴾ (12) غض, به معنی كاستن و كم كردن از نگاه(13) است، چرا كه اگر انسان چشم خود را به كلی ببندد, راه رفتن برایش ممكن نیست، امّا اگر نگاه خود را از اندام و صورت نامحرم برگیرد و چشم خود را پایین اندازد, صحنهی ممنوع را از دید خود حذف میكند.(14)
برخی از روایات ارتباط زیاد با نامحرم را نادرست شمرده و انسان را از خلوت و مجالست با آنها منع میفرماید، همچنان كه در روایتی از حضرت علی7 آمده: قال ابلیس لموسی7, یا موسی لاتخلُ باءمرأة لاتحل لك...؛ ابلیس به موسی7 گفت: ای موسی با زنی كه بر تو حلال و محرم نیست خلوت مكن, زیرا هیچ مردی با زن نامحرم تنها نشد، جز اینكه من شخصاً و نه یارانم با او باشم.(15)
به طور قطع در جایی كه شیطان حضور دارد, انواع معصیتها اتفاق میافتد. و این هشداری است به انسان تا همواره به فكر عواقب وحشتناك آن باشد.

5. هذل و شوخی؛ طبیعت انسان، مزاح را میپسندد و با آن شاد میشود، امام صادق7 شوخ طبعی را به عنوان یكی از ویژگیهای انسان مؤمن بر میشمارند.(16)
به طور قطع میتوان گفت در مزاح بایستی آداب لازم رعایت شود، به طوری كه بیمورد و زیاد نباشد و به متانت و وقار انسان صدمه نزند و باعث ایجاد كینه و كدورت نشود، چرا كه شیطان از كدورتها استفاده كرده و به درون انسان راه پیدا میكند و موجب گمراهی میشود.

6 . رفت و آمد زیاد به بازار؛ بازار سرای بیخبری، غفلت و سرگرمی است، سرزدن به مغازههای گوناگون و دیدن كالاهای متنوع و پرس و جو از قیمتها و ارتباط نزدیك با نامحرمان و هم كلام شدنهای بیمورد با آنان؛ همه و همه زمینههای گناه و غفلت را فراهم مینماید. شاید بتوان گفت از همین روست كه توقف زیاد در بازار مكروه است و برای جلوگیری از غفلت در بازار سفارش شدهایم به: قال رسولالله9: السوق دار سهو و غفلة، فمن سبح فیها تسبیحة كتب الله له بما الف الف حسنة.
از آنجا كه ورود و خروج از بازار برای بعضی افراد به عنوان شغل و برای عموم مردم در تهیه مایحتاج زندگی ضروری به حساب میآید، از حضرت رسول9 نقل شده: هركه در بازار یك تسبیح گوید خدا هزار هزار ثواب برایش رقم میزند.(17) كه عمل بدان میتواند تا حدودی از آسیب پذیری بكاهد.
طبق فرمایش امام باقر7 بازار بدترین بقعهی روی زمین و میدان ابلیس است و شیطان در بازار به فرزندانش دستور میدهد كه همه را فریب دهند.(18)

7. لهو و لعب؛ نیاز فطری و طبیعی انسان به سرگرمی و تفریحات سالم از مسایل بدیهی و روشن است. آن هنگام كه پسران حضرت یعقوب7 به بهانهی گردش بردن برادر، خدمت پدر میرسند؛ حضرت یعقوب7 میپذیرد.(19) این توافق دلیل بر تأیید این نیاز فطری است. مذموم و ناپسندی زمانی است كه به این امور سرگرم شده و از مقصد اصلی و امور مهم باز بماند.(20) امیر المؤمنین7 نتیجهی سرگرمی به كارهای لهو و بیهوده را حضور و خشنودی شیطان بیان كرده و میفرماید: مجالسة اهل اللهو ینسی القرآن و یحضر الشیطان(21) و نیز اللّهو یسخط الرحمن و یرضی الشیطان و ینسی القرآن.(22)

8 . سرگرمی به دنیا؛ پیداست كه دنیا و زخارف آن از جمله آفریدههای الهی و وسیلهای برای رسیدن به قرب خداوند و كمال مطلوب است. از نظر قرآن كریم، زندگی دنیا چنین توصیف شده است:

1. به عنوان متاع نامیده شده است؛ )... وما الحیاة الدنیا فی الأخرة إلاّ متاع((23) ؛ متاع به معنای هر چیزی كه خود هدف نیست، بلكه وسیلهای برای رسیدن به هدف است. 2. عرض نام گرفت؛ )... تبتغون عرض الحیاة الدنیا...((24) ؛عرض چیزی است كه خودی نشان میدهد و به زودی از بین میرود. 3. زینت نامیده شد؛ )... ترید زینة الحیاة الدنیا...((25) ؛زینت به معنای زیبایی و جمالی است كه ضمیمهی چیز دیگر شود تا محبوب و جالب توجه گردد. در این صورت كسی كه جذب آن میشود، در واقع به دنبال چیزی بوده كه در آن نیست. 4. به عنوان لهو و لعب نامیده شد؛ )وما الحیاة الدنیا إلاّ لعب و لهو...((26) لهوكارهای بیهودهای است كه آدمی را از انجام امور واجب باز میدارد و لعب عملی است كه به خاطر یك هدف خیالی و خالی از حقیقت انجام میگیرد. 5 . متاع غرور نیز خوانده شده است؛ )... وما الحیاة الدنیا إلاّ متاع الغرور((27)؛ و متاع غرور به معنای هر فریبندهای است كه آدمی را گول بزند.(28)
از این رو سرگرمی به دنیا زمینهی مناسب و آمادهای برای نفوذ شیطان است. امیرالمؤمنین7 نیز با توصیف لذتهای دنیوی همگان را از دلبستگی و سرگرمی در دنیا بر حذر میدارند.(29)
از آنچه تاكنون گذشت میتوان نتیجه گرفت كه شیطان سعی دارد انسان را نسبت به خداوند و معاد و قیامت غافل كند تا آدمی به راحتی تن به هر گناهی بدهد و راه نفوذ برای شیطان باز شود. گاه از طریق گرایشات انسان نظیر مال دوستی، مقام دوستی و رفاه طلبی و ... وارد میشود و گاه برخی از كارهای ما، زمینه را برای نفوذ او هموار میكند. در نوشتار بعدی به طرح راههای پیشگیری نفوذ شیطان از آن جمله پیشگیری علمی به معنای بالا بردن شناخت و معرفت است، خواهیم پرداخت. پیشگیری عملی نظیر استعاذه، تقویت ایمان، توكل و ... نیز منظور ماست كه به خواست خدا بیان خواهد شد.
ادامه دارد...


پینوشت:
1. اكبر هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ج 11، ص 217، ش 11 و 12.
2. طه )20( : 109.
3. لاتكثروا الكلام بغیر ذكرالله فانّ كثرة الكلام بغیر ذكرالله قسوة القلب، انّ ابعد الناس من الله القلب القاسی میزان الحكمة، باب 3518، ح 17874.
4. من كثر كلامه كثر خطاؤه، ومن كثر خطاؤه قلّ حیاؤه، ومن قلّ حیاؤه قلّ ورعه، و من قلّ ورعه مات قلبه ومن مات قلبه دخل النار همان، ح 17875.
5 . )وهو الذی أنشأ جنات معروشات و غیر معروشات والنخل والزرع ..... ولاتسرفوا إنه لایحبّ المسرفین (.
6 . )...كلوا واشربوا ولاتسرفوا...(.
7. )... كلوا ممّا فی الأرض حلالاً طیّباً ولا تتّبعوا خطوات الشیطان...(.
8 . محمد محمدی ریشهری، میزان الحكمة، باب 3097، ح 15195.
9. نبأ )78( : 9.
10. همان، میزان الحكمة، باب 3976، ح 20921.
11. میرزاحسین نوری، مستدرك الوسایل، ج 5، ص 124، ح 5484 .
12. نور ﴿24﴾ : 30.
13. راغب, مفردات, ص 361 و ابن منظور, لسان العرب, ج 7, ص 197.
14. تفسیر نمونه, ج 14, ص 436.
15. همان، میزان الحكمة, ج 2، ص 1459.
16. مامن مؤمن الاّ وفیه دعابة، قلت وما الدعابة؟ قال: المزاح؛ هیچ مؤمنی نیست مگر اینكه در او دعابه باشد. عرض شد دعابه چیست؟ فرمود: مزاح و شوخی. میزان الحكمة، باب 3690، ح 18856.
17. همان، میزان الحكمة، باب 1935، ح 9045.
18. همان، ح 9043.
19. یوسف )12( : 12 و 13.
20 . راغب، مفردات، ص 455.
21 . همان، میزان الحكمة، باب 3583، ح 18347.
22. همان، ح 18346.
23. رعد )13( : 26.
24. نساﺀ )4( : 94.
25 . كهف )18( : 28.
26 . انعام )6( : 32.
27 . آل عمران )3( : 185.
28 . تفسیر المیزان، ج 2، ص 502 و 503، ترجمه؛ محمدباقر موسوی همدانی.
29. همان، میزان الحكمة، باب 1226، ح 63 58




نوع مطلب : 1 حزب الشیطان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مقداد محمدی
چهارشنبه 2 مرداد 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای غرب در نگاه شرق محفوظ است